/ 6 نظر / 34 بازدید
محمد حسین

[دست]قشنگ بود[دست] به منم سر بزن دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ناراحت میشما!!!!!!! منتظرم

هستی

می شود از دور شب را از نگاه صبح فهمید یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید می توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود زایش آینده را در هر بهاری دید و آسود .[گل][گل]

سرو ناز شیراز

[گل]حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت هر کس که تورا دید به چشمان تو دل باخت نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت و قلمممم انداخت [گل]

فرشته رسولی

خدا... با شعری به نام "ویزای لعنتی" به روزم و مشتاق آمدن و نظراتتان...