هوای زندگی سنگین است

 

هوای زندگی سنگین است . پر از زهر و غبار . به دنبال هر پنجره ی امیدی که می گردی ...در بسته ی دیگری روبه رویت ظاهر می شود . با هر نفس که می کشی خاری در گلویت فرو می رود . اشکهایت نیز هوا را تلطیف نمی کنند ...یعنی دیگر اشکی نمانده ... . تلخی زندگی بر دلهای انسانها پرده کشیده ... پرده ای از پوچی و بی تفاوتی ... پرده ای از بی خدایی و بی ایمانی !. گوشهایت را که تیز می کنی دیگر صدایی از پرنده ها نمی شنوی ... حتی کلاغ ها نیز خانه نشین شده اند ... صدای جویبار زلال نمی آید ... صدای نسیم روی درختان نمی آید ... صدای ماهی در آب نمی آید ... چشمهایت را که باز می کنی دیگر اثری از یاسهای همسایه نیست ... باغچه خشکیده ... آب زلال نیست ... .

همه به صورت خود نقاب زده اند ... گریه های دروغین... خنده های پوچ و بی معنا ... دیگر کودکی در کوچه سوار بر دوچرخه ی کوچکش آواز نمی خواند ... .

هوای زندگی سنگین است .صدای سکوت می آید ... آری ...امشب صدای آرامش می آید ... با طلوع هر شب آدمها در خلوت خود صورتکهایشان را بر می دارند ... در آیینه به خویش  می نگرند ... با خود حرف می زنند ... می خندند و گریه می کنند ... به صدای درون خود گوش می دهند ...  از دروغهایشان خجالت می کشند ... رازو نیاز می کنند ... آرام می شوند ... نفس می کشند ...

شب ... آرام است ... سکوت و روشنایی مهتاب ... دقت که می کنی صدای نسیم را که روی برگ درختان می رقصد می شنوی ... صدای زندگی ماهی و سرشاری زندگی ... دروغی نیست ... دیواری نیست ... بوی یاس های سپید در فضا می پیچد... انگار خدا نزدیک تر است ...

ستاره چشمک می زند ... نفس می کشم ...

روز می آید ... آدمها صورتکها را بر چهره زده اند ...

هوای زندگی سنگین است !  .

 

منا فلاحتی

٢۶/٠٣/٨٨

/ 10 نظر / 8 بازدید
باران بهار

با سلام متن فوق العاده ای بود مخصوصا که استفاده درستی از نقطه چین ها نموده بودین که به شکل هنرمندانه ای امتداد و تکرار مدام اتفاقاتی که در متن به آن اشاره می شود را نشان می دهد یه پیشنهاد:چون دایره واژگان بالایی دارین فکر کنم اگه از قالب بارقه استفاده کنین تجربه جالب و موفقیت آمیزی براتون باشه چندتا مجموعه بارقه دارم به نامهای نگاه نگار و ناشکیبا دل میتونین نگاه کنین .در پناه حق

farshad

اگه ميخواي بازديد کننده هاي وبلاگت زياد شه لينکت رو اينجا ثبت کن yordbox.com وبايد کدي که سيستم ميد ه بهت رو بزاري تو وبلاگ تا لينکت فعال شه

shaghayegh

la;g از هوای زندگی نیست مشکل از بینیه شماست[ابرو]

فرشید

آری هوای زندگی سنگین است و ریه های کبوترهای شهر, تنگ. سخت تنفس می کنیم اینروزها!سخت! رودخانه ای نیست.هرچه که هست جز لجنزار و مرداب نیست. کبوتران بر فراز لجنزار پرواز می کنند. بوی درختان سبز را فراموش کرده اند. بوی لجن آنها را مست کرده! ما را هم! ما را آرامش لجنزار فریفته است! روزی نیست,نوری نیست,مهتابی نیست. تنها غلظت این توده های لجن است که کاسته و افزوده می گردد! ما خفتگان لجنزاریم! بیدار نخواهیم شد! امشب به عمق لجنزار خواهم رفت.به خواب ابدی خواهم خفت و رویای درختان سبز را خواهم دید. ما خفتگان لجنزاریم اما رویای سبز می بینیم.

فرشید

متنتون رو که خوندم ناخودآگاه شروع کردم به نوشتن.ببخشید اگر پرت و پلا نوشتم.یه دفعه از وجودم ریخت بیرون. گاهی اینجوری میشم و باید بنویسم تا آروم بشم.به هرحال معذرت می خوام که اینجا نوشتم این متن رو.

صاحب سالار

بنظر من وبلاگ شما آدم رو از زندگی نا امید میکنه .به هر حال قشنگی های زندگیه رو بیار .اگه تونستی یه سر هم به من بزن [پلک]

واسع علوی

یه خورده دیگه بگذره دیگه شبام نقاب بر نمی داریم...

علی

wow kheyli bahal boooooood vaghean ras mgam affarin