برای کوچکترینم ....

امروز میخوام برات یه نامه بنویسم... معذرت میخوام که غمگینترین مامان دنیام...به جای اینکه من غصه ی تورو بخورم تویی که همیشه اشکای منو پاک میکنی... بی منت... واقعی...خیلی خوبه که تورو دارم... میدونی عزیزکم... اعتماد چیز خوبی نیست... همیشه یه جای در رو واسه دلت خالی بذار... آدما بیرحمتراز اون چیزی هستن که میبینی...تا پیشتن.. تا لازمت دارن ..عزیزشونی ولی وای به روزی که ازت دور بشن... همش تعارفای الکی... تا بفهمن بهشون احتیاج داری اززیر بار هر چیزی شونه خالی میکنن...اون لحظه همه ی عالم براشون تو ارجحیتن به غیر ازتو... آدما واسه قبر خالیم گریه میکنن ولی برا آدم زنده حتی اگه ادعای دوس داشتنشم بکنن ...هیچی... فقط همدردی از راه دور...البته اونم تا یه جایی بعدش یادشون میره که !!!.... ولش کن... .

هنوز خیلی کوچیکی برای این حرفا... .میدونم که عین منی... ولی کاش نبودی ...میدونی چیه ؟آخه دوره ش گذشته... .الان دوره دوره ی مثلا روشنفکراست .

خودتو وابسته ی هیچکس و هیچ چیزی نکن. آدما خوب بلدن تنها گذاشتن و شکوندنو و... .

هیچوقت غرورتو نشکن ... .

مرسی که هستی ...مرسی که دروغ نیستی ... .

/ 1 نظر / 38 بازدید
آرمان

سلام شادی و خوشبختی رو براتون آرزو میکنم :) خوشحالم که هنوز قلم میزنی امروز همه ی نظرات وبلاگم رو مرور کردم، خیلی ها رو مرور کردم شما هم یکی از اونا بودید، بیشترشون دیگه نیستن و آدرس صفحه هاشون ارور میده ، بعضی ها هم مطالب رو ول کردن و رفتن، خوشحالم که شما هنوز هستید... بهرحال شاد و سربلند و پاینده باشید :)